به نام خداوند جان و خرد كزين برتر انديشه برنگذرد
" مردم ايران و روم را معاد اسلامي نبود كه جذب كرد، چون معاد، هم در مسيحيت روم بود و هم در مذهب زرتشت و ماني ايران. پس چرا ايراني ها مسلمان شدند؟
همين جا اين را بگويم اگر ملتي مسلمان يا مسيحي مي شود و يا امروز به هر ايدئولوژيي تمايل مي يابد، نمي رود كتاب ها را بخواند و همه اديان و مذاهب را مطالعه و تحقيق و بررسي و مقايسه كند و آن وقت بگويد به اين دليل و اين دليل، اين دين و مذهب و اين ايدئولوژي را مي پذيرم، بلكه يك جامعه، يك طبقه، يك نژاد و يك ملت و يك گروه اجتماعي از چيزي رنج مي برد و خواه و ناخواه به چيزي نيازمند است. و در مسيرش از ناهنجاري رنج آور به سوي هدف و مقصود، مذهبي كه نياز او را در موقعيت اجتماعي و زمانيش درك مي كند و پاسخگوي شعار اوست، مورد قبول واقع مي شود ... و به خاطر همان يك بعد و يك اصل، همه ابعاد و اصولش را اين گروه اجتماعي مي پذيرد و كوركورانه، بدون اين كه خوب و بد كند و درباره اش بينديشد اطاعت مي كند.
بعدهاست كه دانشمندان روي يك يك اصول اعتقادي تحقيق و بررسي مي كنند، اما توده مردم به خاطر رنج و عشق است كه به ديني مي گرايد. رنج از يك كمبود و عشق به يك ايدآل و هدف و مذهبي را مي پذيرند كه با رنج و ايدآلشان آشنايي داشته باشد و در اصول اعتقادي آن مذهب -يا مكتب- پاسخ خويش را بيابند. "
كتاب شناخت و تاريخ اديان - اثر علی شریعتی مزینانی - چاپ چاپخانه دیبا از انتشارات البرز - جلد اول - صفحه ۲۸۲
(سلسله سخنراني در حسينيه ارشاد ۲۵/۴/1350)
پس طبق گفته ايشان، ايرانيان از روي جهل و نادانسته و فشارهاي آن زمان مجبور به پذيرش اسلام شدند و دروغ وعده ها و شعارهاي آن زمان را خوردند.
از همه اين ها نيز بگذريم شريعتي در مورد دو گروه صحبت مي كند كه يكي مردم عادي هستند و ديگري دانشمندان محقق اصول.
آيا تا كنون فكر كرده ايم كه ما كدام دسته هستيم؟
آيا به چيزي كه هستيم فكر كرده ايم؟
آيا تا به حال شده وقتي از ما بپرسند چرا مسلمانيد يا چرا اسلام برتر است، بتوانيم جوابي قانع كننده و دندان شكن بدهيم؟
آيا براي جواب دادن به اين سوال، نياز به تحقيق و تفحص در اديان و افكار و باورهاي ملل و فرهنگ هاي ديگر نيست؟
به نظر من ما به جاي تعريف ها در دام تحريف ها افتاده ايم.
شما چطور مي انديشيد؟!
بهروز باشيد 